تبلیغات
دلشاد - مطالب محمد محمدی


تاریخ : یکشنبه 20 خرداد 1397 | 06:30 ب.ظ | نویسنده : محمد محمدی | نظرات
خانوم فالگیر تو خیابون بهم گفت خوشگل خانوم بیا فالت بگیرم

نرفتم.

داد زد همچین خوشگلم نیستی. دماغت مث پوزه اسبه :|

-----------------
دیشب دو گیگ اینترنت خریدم صبح از خواب بیدار شدم تا حالا حالت تهوع دارم و هوس لواشک آلو کردم.




به نظرتون اسمشو چی بزارم...؟ : 


تاریخ : دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 | 10:44 ب.ظ | نویسنده : محمد محمدی | نظرات
من جمعه ها میگم ساعتای 2_3 ظهر بیان بهم سرم غذایی بزنن که واسه غذا خوردنم از خواب پا نشم.شما چجوری 5 صبح میرید کوه؟؟؟فتوشاپید؟

-------------------
جدی خروپف دست آدم نیست چرا ایراد میگیرین؟

نصف شب بابام اومده بیدارم کرده میگه چرا صدای تراکتور در میاری؟

خب چیکار کنم بابا؟ تو خواب نمیتونم برات همایون شجریان بخونم که :))    


تاریخ : جمعه 10 فروردین 1397 | 10:43 ب.ظ | نویسنده : محمد محمدی | نظرات
ﯾﻪ ﺑﻮﻫﺎﯾﯽ ﻣﯿﺎﺩ...
ﺑﻮ ﮐﻨﯿﺪ؟؟
ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﯾﻦ؟؟
ﻭﺍﻗﻌﺎ ﮐﻪ...



ﺧﺐ ﻣﺸﺨﺼﻪ ﭼﻪ ﺑﻮﯾﯽ ﻣﯿﺎﺩ
ﻫﻨﻮﺯ ﻧﮕﺮﻓﺘﯿﻦ؟؟
ﺑﻮﯼ ﮔﻞ ﺳﻮﺳﻦ ﻭ ﯾﺎﺳﻤﻦ ﺁﯾﺪ :| 

تاریخ : سه شنبه 10 بهمن 1396 | 10:45 ب.ظ | نویسنده : محمد محمدی | نظرات
میان گام نخست و آرمان بازه ای نیست ، آنچه داریم  اندازه نیروی کنونی ماست . ارد بزرگ



برای پیشرفت سه چیز لازم است: اول پشتکار، دوم پشت کار، سوم پشت کار. لرد آویبوری



هنگامی که برخواستم از ایران ویرانه ای ساخته بودند و از مردم کشورم بردگانی زبون ، سپاه من نشان بزرگی و رشادت ایرانیان در طول تاریخ بوده است سپاهی که تنها به دنبال حفظ کشور و امنیت آن است . نادر شاه افشار



پرهای خون آلود برآزندگان نقش زیبای آزادی آیندگان است. ارد بزرگ



آز مایه نگرانی و تشویش خاطر است . بزرگمهر



ارزش یابی هر چیز بستگی به توان خواهی آن دارد . فردریش نیچه



آرمان را نباید فراموش ساخت اما می توان هر دم ، به روشی بهتر  برای رسیدن به آن اندیشید . ارد بزرگ



راز جوانی من در این است که هر روز چیز تازه ای یاد می گیریم . سولون



بدست آوردن آنچه را که ما آرزو داریم موفقیت است اما چیزی را که برای بدست آوردنش تلاش نمی کنیم ، خوشبختی است . لوسیا



یادآوری آرمانها ، از  بیراهه روی بازمان می دارد . ارد بزرگ



آن کس که به آموختن کوشاتر و گوشش به دانش نیوشاتر است ، امیدوارترین کسان است . بزرگمهر 

تاریخ : جمعه 17 آذر 1396 | 08:08 ب.ظ | نویسنده : محمد محمدی | نظرات

ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮﻡ ﺑﻪ ﺩﺭﺟﻪﺍﯼ ﺍﺯ ﮐُﻨﺪﯼ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺑﻞ ﮐﻠﯿﮏ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﺭﻭ ﻣﺎﯼ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮ

ﺑﻌﺪ 5 ﺩﻗﯿﻘﻪ ﭘﯿﻐﺎﻡ ﻣﯿﺪﻩ : ﺩﺍﺩﺍﺵ ﮐﺠﺎ رو ﮐﻠﯿﮏ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﯼ !؟

♥♥♥♥اس ام اس خنده دار و جوک جدید مرداد 93♥♥♥♥

 

بزرگترین دروغ کتاب های عربی

“جمع مذکر سالم”

اصن مگه داریم !؟



تاریخ : شنبه 6 خرداد 1396 | 06:41 ب.ظ | نویسنده : محمد محمدی | نظرات
ستایشگر همیشه بر ستایش شونده در حال پیشی گرفتن است . او یاد می کند و دلدار برآورده می سازد . ارد بزرگ



انسان عاقل همیشه ازبدگویی هایی که ازاو می شونداستفاده می کند. ژرژساند



بزرگترین عیب آن است که از عیب خویش اگاه نباشیم. توماس کارلایل



خود را ، تا هنگاهی همراه داری که دلداده نشده ایی ، دلبسته با خویشتن خویش بیگانه است. ارد بزرگ

تاریخ : سه شنبه 31 شهریور 1394 | 07:56 ب.ظ | نویسنده : محمد محمدی | نظرات

 

با این حجم مردمی که ریختن تو پارکها دارن والیبال بازی می کنن

خدارو شکر می کنم که تیم ملی شمشیر بازیمون هیچ پخی نشد !

♥♥♥♥اس ام اس خنده دار و جوک جدید مرداد 93♥♥♥♥

 

دقت کردین ؟

در پاسخ به جواب “چی شد؟” حدود %۹۹ میگن “هیچی”

و اون %۱ باقیمونده هم میگن “چی ، چی شد؟”

♥♥♥♥اس ام اس خنده دار و جوک جدید مرداد 93♥♥♥♥


برچسب ها: پارک، بازی، مردم، شمشیر بازی،

تاریخ : چهارشنبه 6 خرداد 1394 | 06:41 ب.ظ | نویسنده : محمد محمدی | نظرات
سیگارو میبینه تو دستما…!!!! بازم سوال میکنه سیگار میکشی؟؟؟
پ نــه پ میخوام با دودش مثل سرخپوستا باهات رمزی حرف بزنم ببینم به چند زبان غیر زنده تسلط داری …!!!!
********
جلو توالت عمومی…آقا ببخشید شما هم تو صف توالت وایسادین.؟ پ نه پ ما سوسکیم اومدیم نهار
********
آقا کامپیوتره خونه رو آورده واسه ویروس کشی میگه با نرم افزار ویروس کشی میکنین پ نه پ میندازیمش تو آب جوش تا پاستوریزه شه ویروساش بمیرن
********
ماشینم بنزین تموم کرد وسط جاده, واستادم دم جاده یکی ۲ لیتر بنزین از ماشینش بهم بده که فقط خودمو برسونم به یه پمپ بنزینی, یکی زد بقل گفت آقا بنزین برای ماشینت می خوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام باهاش خودمو آتیش بزنم؟
********
یارو تو مترو داره چراغ قوه میفروشه، صداش کردم اومده میگه چراغ قوه میخوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه لقمه میرزاقاسمی آوردم واسه ناهارم تنهایی نمی چسبید گفتن بیای باهم بخوریم
********
به دوستم میگم ببین تن ماهی تاریخ انقضاش کیه؟ میگه یعنی تاریخ خراب شدنش؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاریخ عروسی ننه بابای ماهی اس میخوام واسشون جشن سالگرد بگیرم
********
در پارکینگ و باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ درو باز کردم هوای کوچه عوض شه
********
تا کمر رفتم تو موتور ماشینم که ببینم چه مرگشه ، رفیقم اومده میگه
داری تعمیرش میکنی ؟
پــــ نه پـــــ دارم با گِیج روغن درد و دل میکنم


تاریخ : چهارشنبه 6 خرداد 1394 | 06:04 ب.ظ | نویسنده : محمد محمدی | نظرات
خودت باش شاید بدترین پندی باشد که به بعضی ها می توان داد . تام سامسون



اگر ما چیزی را می خواهیم برای آن نیست که دلیلی بر آن پیدا کرده ایم بلکه چون آن را می خواهیم برایش دلیل پیدا می کنیم. شوپنهاور



بیچاره مردمی که فرمانروایانشان ، شاگردان رسانه ها باشند . ارد بزرگ



آن که پیروی خرد است دل به هوس نمی سپارد . بزرگمهر



ما ندرتاً درباره آنچه که داریم فکر می کنیم ، درحالیکه پیوسته در اندیشه چیزهایی هستیم که نداریم . شوپنهاور



من در جهان یک دوست داشته ام و آن خودم بوده ام ! ناپلئون



ارزشها و تغییرات آنها به افزایش قدرت آنانی که ارزشها را مقرر می دارند ؛ مربوط می شوند. میزان ناباوری ؛ ( میزان ) (( آزادی اندیشهء )) مجاز بیانی از افزایش قدرت است. هیچ انگاری آرمانی است متعلق به بالاترین درجه ء قدرتمندی روح ؛ و سرشارترین زندگی – گاهی ویرانگر و گاهی ریشخند آمیز . فردریش نیچه



آدم با ادب دروازه دلها را همیشه گشوده می بیند . ارد بزرگ



علمی که با تقوا و پرهیزگاری همراه نباشد پشیزی ارزش ندارد . لویی



بسیاری از چیزها در اطرافتان وجود دارند که به کار موفقیت وعملی شدن رویا های شما می آیند، اما متوجه وجود آنها نمی شوید . زیرا هدفهای خود را به روشنی تعریف نکرده اید و به عبارت دیگربه مغز خود نیاموخته اید که آن چیز ها دارای اهمیت هستند . آنتونی رابینز



پیران جهان دیده همواره جوانان را به خروش و بیداری فرا می خوانند .
بیماران پیوسته از پایان هر خروشی دم می زنند .  این کار ! صوفی منشانی خموش ، روانه میدان زندگی می کند . ارد بزرگ

تاریخ : پنجشنبه 17 اردیبهشت 1394 | 08:08 ب.ظ | نویسنده : محمد محمدی | نظرات
ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﻰ ﺑﺎ ﻧﻮﻛﺮﺵ ﺩﺭ ﻛﺸﺘﻰ ﻧﺸﺴﺖ ﺗﺎ ﺳﻔﺮ ﻛﻨﺪ، ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﺁﻥ ﻧﻮﻛﺮ ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺩﺭﻳﺎ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺩﻳﺪ ﻭ ﺗﺎ ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺭﻧﺠﻬﺎﻯ ﺩﺭﻳﺎﻧﻮﺭﺩﻯ ﺭﺍ ﻧﺪﻳﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺑﻪ ﮔﺮﻳﻪ ﻭ ﺯﺍﺭﻯ ﻭ ﻟﺮﺯﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﺑﻰ ﺗﺎﺑﻰ ﻛﺮﺩ، ﻫﺮﭼﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﻟﺪﺍﺭﻯ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﺁﺭﺍﻡ ﻧﮕﺮﻓﺖ، ﻧﺎﺁﺭﺍﻣﻰ ﺍﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪ ﻛﻪ ﺁﺳﺎﻳﺶ ﺷﺎﻩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻫﻢ ﺯﺩ، ﺍﻃﺮﺍﻓﻴﺎﻥ ﺷﺎﻩ ﺩﺭ ﻓﻜﺮ ﭼﺎﺭﻩ ﺟﻮﻳﻰ ﺑﻮﺩﻧﺪ،
ﺗﺎ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺣﻜﻴﻤﻰ ﺑﻪ ﺷﺎﻩ ﮔﻔﺖ: ( (ﺍﮔﺮ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺩﻫﻰ ﻣﻦ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﺮﻳﻘﻰ ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻣﻰ ﻛﻨﻢ. ) )

ﺷﺎﻩ ﮔﻔﺖ: ﺍﮔﺮ ﭼﻨﻴﻦ ﻛﻨﻰ ﻧﻬﺎﻳﺖ ﻟﻄﻒ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﻯ.

ﺣﻜﻴﻢ ﮔﻔﺖ: ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺑﺪﻩ ﻧﻮﻛﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﻳﺎ ﺑﻴﻨﺪﺍﺯﻧﺪ. ﺷﺎﻩ ﭼﻨﻴﻦ ﻓﺮﻣﺎﻧﻰ ﺭﺍ ﺻﺎﺩﺭ ﻛﺮﺩ. ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﻳﺎ ﺍﻓﻜﻨﺪﻧﺪ. ﺍﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﭼﻨﺪﺑﺎﺭ ﻏﻮﻃﻪ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺩﺭ ﺩﺭﻳﺎ ﻓﺮﻳﺎﺩ ﻣﻰ ﺯﺩ ﻣﺮﺍ ﻛﻤﻚ ﻛﻨﻴﺪ! ﻣﺮﺍ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﻫﻴﺪ!

ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﻮ ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﻛﺸﺘﻰ ﻛﺸﻴﺪﻧﺪ. ﺍﻭ ﺩﺭ ﮔﻮﺷﻪ ﺍﻯ ﺍﺯ ﻛﺸﺘﻰ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻧﺸﺴﺖ ﻭ ﺩﻳﮕﺮ ﭼﻴﺰﻯ ﻧﮕﻔﺖ. ﺷﺎﻩ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺣﻜﻴﻢ ﺗﻌﺠﺐ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﻴﺪ: ( (ﺣﻜﻤﺖ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻏﻠﺎﻡ ﮔﺮﺩﻳﺪ؟ ) )

 ﺣﻜﻴﻢ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: ( (ﺍﻭ ﺍﻭﻝ ﺭﻧﺞ ﻏﺮﻕ ﺷﺪﻥ ﺭﺍ ﻧﭽﺸﻴﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻗﺪﺭ ﺳﻠﺎﻣﺖ ﻛﺸﺘﻰ ﺭﺍ ﻧﻤﻰ ﺩﺍﻧﺴﺖ،

 ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﻗﺪﺭ ﻋﺎﻓﻴﺖ ﺭﺍ ﺁﻥ ﻛﺲ ﺩﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﻗﺒﻠﺎ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﻣﺼﻴﺒﺖ ﮔﺮﺩﺩ. ) )



تاریخ : چهارشنبه 6 اسفند 1393 | 08:34 ب.ظ | نویسنده : محمد محمدی | نظرات

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2



  • paper | buy Reproduction | buy Reporter
  • خرید backlink | فال تاروت پنج کارتی
  • خرید بک لینک | خرید هندزفری